نخست بودن,زود بودن ,و یا آخر بودن,در تمام احتمالات استراتژیک موجود


توسط : Admin
تاریخ : 1396/12/26 بازدید : ١٦٦

( 0 ) ( 0 )

بر اساس اصل زمان بندی ,نخست بودن,زود بودن و یا آخر بودن در بازار می تواند انتخاب های استراتژیک درستی باشد.برای مثال,نخست بودن در بازار ,در صورت موفق شدن ,بزرگ ترین بازده را دارد ما می توانیم خودمان ,برند خود, ارتباط های خود و غیره را تثبیت کنیم. و اوضاع را برای ورود شخص دیگری به بازار بسیار دشوار می کنم و ما این امکان را داریم تا شاید برای همیشه بازار را در اختیار بگیریم.

پولاروید نخستین شرکتی بود که عکاسی فوری را با تکنولوژی  ادوین لند وارد بازار کرد. با وجود تلاش ه و فعالیت های سایر شرکت ها و تمام شدن دوره حق امتیاز لند در مورد عکاسی فوری پولاروید توانست تا زمان عکاسی دیجیتالی این بازار را در اختیار داشته باشد.اما نخست بودن در بازار بزرگترین ریسک ها و بالاترین هزینه ها را نیز به همراه دارد .ما پیشگام هستیم .ما اشتباه های زیادی مرتکب می شویم تا بفهمیم بازار ,چه چیزهایی را می پسندد وچه چیزهایی را پذیرا نیست ,کجا تبلیغ کنیم ؟چه مشخصه هایی در کالا ها یا خدمات مطلوب هستند و کدام مشخصه ها باید حذف شوند؟زود وارد بازار شدن اما نخست نبودن خیلی هم بد نیست.مزایای زمان بندی را نیز دارد.ریسک ما بسیار کمتر است . ما می دانیم مفهو م محصول یا خدمت ما به نتیجه خواهد رسید .ما می توانیم اشتبا ه های رقبای خود را ببینیم,در حالی که برای ما هزینه بسیار کمی در بر دارد .ممکن است رقبای شما برای آموختن این درس ها متحمل هزینه هایی به بهای خون خود شده باشند ,در حالی که ما بدون هزینه و ریسک این تجربه هارا به دست می آوریم.همچنین رقبای ما ممکن است تعهد هایی برای توزیع یا امور دیگر داشته باشند که به راحتی قابل لغو نباشند.اگر نفر نخست شکست خورد ,ما می توانیم ببینیم کجای کار او اشتباه بود و چگونه می توان آن ها را اصلاح کرد.

در اوایل دهه 1980,ار سی ا,میلیون ها دلار صرف معرفی و عرضه دستگاه ویدیو دیسک و دیسک های آن کرد.این دیسک ها هم اندازه صفحه های پلاستیکی گرا مافون سابق بود ,اما ارزان تر و راحت تر از نوار های ویدیویی قابل نگهداری بودند .شرکت مجموعه ای از این دیسک ها توسعه دادو کارهای تبلیغاتی عمده ای با سوژه هنر پیشه و خواننده معروف جین کلی ارائه کرد و در نهایت توانست قیمت ها را بشکند .با وجود برتری ها و مزایای آن نسبت به دستگاه ویدیو کاست و کاست های ویدیویی همه چیز نابود شد و آر سی ا,580 میلیون دلار سرمایه خود را از دست داد. ویدیو دیسک جلو تر از زمان خود بود و موردی بود که تولید کننده ,نه خود ویدیو دیسک ,سعی بر راندن بازار به سوی آن را داشت.

5 سال بعد داستان فرق کرده بود و این بار زمانبندی درستی بود .در این فاصله صنعت صفحه پلاستیکی گرامافون تحت الشعاع معرفی لوح فشرده صوتی ( آدیو سی دی)قرار گرفت و از بین رفت .میلیون ها دستگاه صوتی لوح فشرده بر اساس تکنولوژی لیزری در بازار ارائه شد.زمان مناسب معرفی دستگاه سی دی جدید بر اساس همان تکنولوژی آزمایش شده بود.وقتی شرکت های فلیپس ,سونی ,توشیبا و وارنر به دنبال وارد شدن به بازار بافیلم های سینمایی بر روی سی دی بودند ,به خوبی از شکست آر سی ا در گذشته آگاهی داشتند .آنها تمام تلاش خود را کردند تا موفق شوند.نخستین تلاش آنها این بود که با یک فرمت استاندارد مشترک موافقت کردند.دی وی دی با نتیجه بسیار موفق دومین مقام را به دست آورد.

اما در مورد شرکتی که زود اقدام نکرده ,حتی ممکن است دیر هم کرده باشد چه میتوان گفت ؟ اصلا باور نمی کنیم که IBM به عمد دیر وارد بازار کامپیوتر شخصی شده بودبلکه حتمی بر اساس برتری ها و مزایای خود عمل کرده بود .اگر چه شرکت اپل بازار را در اختیار داشت و IBM ,دیر وارد بازار شد ,اما توانست از اشتباه های شرکت اپل و سایر شرکت هایی که وارد این ماجرا شدند ,بیاموزد .IBM با استفاده از منابع عظیم خود با استراتژی زیرکانه صدور مجوز عمومی توسعه نرم افزار برای سیستم های خود ,توانست به پیش بتازد و کنترل بازار را در دست گیرد ,با وجود این واقعیت که نه نخستین بود و نه زود وارد بازار شده بود.